|
اين امواج الکترومغناطيس مشخص شد که شدت اين امواج در حال کاهش بوده بطوريکه برخي از دانشمندان معتقدند اين امواج تا سال 2012 بطور کلي محو خواهد شد . همانطور که مي دانيم کره زمين داراي يک جو مغناطيسي در اطراف خود بوده که محافظ زمين در برابر پرتو ها و اشعه هاي خطرناک کيهاني مي باشد . جهت اين ميدان مغناطيسي در طي عمر زمين بارها دستخوش تغيير شده بطوريکه سنگهاي حاوي عنصر آهن در صخره هاي آتشفشاني اين موضوع را تاييد ثابت مي نمايد . در عصر کنوني نيز اين حوزه مغناطيسي به شدت در حال کاهش مي باشد بطوريکه بعضي از دانشمندان معتقدند اين حوزه مغناطيسي قبل از اينکه مجددا به تدريج به حالت ارتفاع در لرزشهاي الکترومغناطيسي باز گردد تا سال 2012 بطور کامل ناپديد خواهد. ناسا در هشداری اعلام کرد که یک توفان خورشیدی که در سال 2012 به زمین می رسد موجب خواهد شد که برق تمام دنیا خاموش شود.
به گزارش مهر، در هشدار ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است که میلیونها نفر در سال 2012 بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچالها، تلفنهای همراه و ماهواره ها خاموش می شوند. از ماه دسامبر فعالیت خورشید به آهستگی روبه افزایش می رود. نیروی مغناطیسی این ستاره هر 11 سال یکبار به نقطه ای می رسد که در آن پیک پدیده های فورانهای خورشیدی و پرتاب تاجهای خورشیدی بزرگ مشاهده می شود. این پدیده ها منجر به آزاد شدن میزان زیادی انرژی و تشعشعات می شود. این فورانها می تواند به زمین نیز برسد و منجر به ایجاد توفانهای ژئومغناطیسی زمین شود. اتمسفر زمین می تواند از این برخوردها خود را مصون نگه دارد اما خسارات جدی را بر روی ساختارهای اجتماعی و اقتصادی روی زمین وارد می کند. ستاره شناسان این پدیده ها را از سال 1859 رصد کرده اند. در آن زمان یک توفان ژئومغناطیسی ویژه در خطوط تلگراف اروپا و آمریکا اختلال ایجاد کرد. در ماه می 1921 توفان دیگری بسیاری از خطوط برق و تلفن را در دو سر اقیانوس اطلس خارج از استفاده کرد. در گزارش 132 صفحه ای ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است: "انرژی برق کلید فناوری جامعه مدرن امروزی است و تمام زیرساختها و سرویسها به آن وابسته هستند. اگر توفان سال 1859 امروز اتفاق بیفتد به طور حتم خسارتهای اجتماعی و اقتصادی وسیعی برجای خواهد گذاشت." براساس گزارش نیوساینتیست، در سال 1989 شش میلیون نفر در کبک کانادا به مدت 9 ساعت به سبب یک توفان ژئومغناطیسی که 10 برابر ضعیف تر از توفان سال 1921 بود بدون برق ماندند. اگر حادثه ای مشابه آنچه که در سال 1921 رخ داد تکرار شود تعداد افراد بدون برق به 130 میلیون نفر افزایش خواهد یافت و تکرار حادثه ای مشابه سال 1859 که بسیار قویتر از توفان 1921 بود دو هزار میلیارد دلار خسارت وارد خواهد کرد. به گفته دانشمندان ناسا، پیک بعدی این توفانهای خورشیدی بین سالهای 2012 و 2013 خواهد بود که جامعه علمی هنوز بر سر شدت فعالیت خورشید در این دوره جدید به توافق نرسیده اند.
اما طبق یک مقاله علمی که بر روی اینترنت منتشر شده است، روز 21 دسامبر سال 2012 میلادی یعنی ۳سال دیگر، دوره پنجم دنیا، آغاز خواهد شد. در سال 2012 هیچ نوسان مغناطیسی در زمین رخ نمی دهد زمین توانایی دفاع در برابر تابش های خورشیدی را از دست می دهد و در برابر مقدار زیاد تشعشات خورشیدی قرار می گیرید. ناوگان عظیم ماهواره های مخابراتی و نظامی از مدار سقوط می کنند و باعث ایجاد هرج و مرج در زمین می شوند. نا آرامی های اجتماعی، جنگ، قحطی و سقوط اقتصادی رخ می دهد و بدون داشتن سیستم GPS یا موقعی به تاریخ 21 دسبمر 2012 میلادی زمین یعنی خانه مشترک همه انسان ها یک رویداد بسیار قوی را تجربه می کند. این بار صحبت در مورد سیاره X یا فوران کشنده خورشیدی نیست، بلکه این رویداد در داخل هسته درونی زمین رخ میدهد و باعث یک تغیر مصیبت بار در میدان مقناطیسی که حمایت گر ماست می گردد. در نتیجه ما نه تنها شاهد کاهش سریع استقامت میدان مقناطیسی خواهیم بود بلکه قطب های میدان مقناطیسی هم سریعأ جابجا می شوند ( یعنی قطب شمال مقناطیسی بجای قطب جنوب و برعکس جابجا می شوند.) خوب این پیش بینی برای ما چه معنی می دهد؟ یعنی اگر به پیش گویی ها در مورد سرنوشت شوم باور دارید، متوجه باشید که با جابجا شدن میدان های مقناطیسی، زمین توانایی دفاع در برابر تابش های خورشیدی را از دست می دهد و در برابر مقدار زیاد تشعشات خورشیدی قرار می گیرید. ناوگان عظیم ماهواره های مخابراتی و نظامی از مدار سقوط می کنند و باعث ایجاد هرج و مرج در زمین می شوند. نا آرامی های اجتماعی، جنگ، قحطی و سقوط اقتصادی رخ می دهد و بدون داشتن سیستم GPS یا موقعیت یاب جهانی، تمام هواپیما ها سقوط می کنند... با استفاده از پیش گویی مایا ها ( اقوامی که بین سالهای 250 تا 900 قبل از میلاد در محدوده مکسیکوی (مکزیک) امرزوی زندگی می کردند و در نجوم تبحر و مهارت های زیادی داشتند که در مقاله جداگانه، پیشگویی این قوم برای سال 2012 را برایتان آماده می سازم) به مثابه یک بهانه برای ایجاد روش های جدید و انفجار کننده که در اثر آن سیاره ما ممکن نابود شود، پیش گویان تئوری سال 2012 از جابجایی جاذبه زمین مثل اینکه در سنگ نهفته باشد، استفاده نموده اند. حقیقتأ ب ه علت این است که دانشمندان گفته اند، این اتفاق ممکن در یک دوره چهار ساله اتفاق می افتد. اما دریغا، با اینکه این تئوری یک اندازه حمایت علمی را همراه دارد، هیچ کسی نمی تواند جابجایی میدان های مقناطیسی را که احتمال دارد در روز های آینده و یا در هزاره بعدی اتفاق بیافتد، پیش گویی کند. اولأ، اجازه دهید تا تفاوت میان جابجایی میدان مقناطیسی و جابجایی قطب های زمین را برای شما توضیح دهم. جابجایی میدان مقناطیسی تغیر در میدان مقناطیسی زمین است که طی آن قطب مقناطیسی شمال زمین به قطب جنوب مقناطیسی می رود و در نتیجه قطب های مقناطیسی جابجا می شوند. هرگاه چنین اتفاق بیافتد، قطب نمای ما دیگر به سمت شمال نه بلکه به سمت انترکتیکا یا قطب جنوب نشان خواهد داد. اما جابجایی قطب ها که تقریبأ یک رویداد مشابه است چندین بار در دوره تکامل منظومه شمسی ما رخ داده. به گونه مثال دو سیاره منظومه ما از این رویداد متأثر شده و قطب های شان جابجا شده اند؛ مثلأ زهره ( که بر خلاف جهت دیگر سیارات می چرخد، در اثر چند رویداد بزرگ مانند برخورد سیاره ی، قسمت فوقانی آن با قسمت پائین آن جابجا شده) و اورانوس ( که به پهلو می چرخد، در اثر یک برخورد یا به علت اثرات گرانشی مشتری یا زحل از محور خود بیجا شده است). اکثر نویسندگان بشمول (پیش گویان سرنوشت شوم) جابجایی میدان مقناطیسی و جابجایی قطب های زمین را طوری یاد آور شده اند که گویا یک چیز اند. اما مسئله این طور نیست. نخست در مورد جابجایی میدان های مقناطیسی... این اتفاق چند بار رخ می دهد؟ این میدان مقناطیسی با عبور از هسته و پوسته زمین به فضا پیش رفته و مانند کره مقناطیسی یا حباب حفاظتی که همواره در اثر وزش باد های خورشیدی آشفته می شود، زمین را حفاظت می کند. از آنجائیکه ذرات باد خورشید همیشه دارای شارژ می باشد، میدان مقناطیسی زمین آنها را منکسر نموده و به نوک یا نقطه مناطق قطبی جائیکه خطوط میدان مقناطیسی باز می باشد، هدایت می کند و در آنجا بصورت شفق های قطبی دیده می شوند. معمولأ این وضعیت طی چندین قرن ادامه پیدا می کند (یعنی یک میدان مقناطیسی پایدار که از مناطق شمال تا جنوب امتداد یافته)، اما بعضی اوقات دیده شده که میدان مقناطیسی جابجا شده و قوت آن نیز دگرگون می شود. اما چرا این اتفاق می افتد؟ در این جدول جابجایی قطبی زمین طی 160 میلیون سال اخیر نشان داده شده. رنگ سیاه= قطبیت نورمال، سفید= جابجایی قطبی. باز هم ما نمی دانیم. فقط می دانیم که این جابجایی طی چند میلیون سال اتفاق افتاده و بر اساس رسوبات فرو مقناطیسی، این اتفاق آخرین بار حدود 780 هزار سال قبل رخ داده. اما یک تعداد مقالات وحشت برانگیز می گویند که جابجایی مقناطیسی " با نظم کار ساعت" رخ می دهد که این مسئله اصلأ واقعیت ندارد. طوریکه در این نمودار دیده شده، جابجایی مقناطیسی طی 160 میلیون سال بصورت نامنظم رخ داده. اطلاعات دراز مدت نشان می دهد که طولانی ترین دوره پایدار میان "جابجایی" میدان های مقناطیسی حدود 40 میلیون سال (در جریان دوره کرتاسه یا دوران وفور گچ در زمین؛ یعنی 65 میلیون سال قبل از میلاد) و کوتاه ترین دوره آن حدود چند صد سال قبل بوده. بعضی از تئوری های سال 2012 (پیشگویی های فوق را بنام تئوری های 2012 می گویند) نشان می دهند که جابجایی مقناطیسی به دوره 11 ساله خورشید ارتباط دارد، اما برای حمایت از این گونه ادعا هم هیچ گونه شواهد علمی وجود ندارد. هیچ اطلاعاتی تا هنوز بدست نیامده که ارتباط خورشید و زمین را در تغییرات قطب های مقناطیسی نشان دهد. (خورشید طی 4.5 میلیارد سال گذشته همانند یک ستاره با سوزاندن هیدروژن به هیلیوم بصورت آرام می درخشید و این جریان در واقع نگرانی ما انسان ها را از هر گونه خطر رفع می سازد، چون زندگی در روی زمین به آرامش و پایداری خورشید وابسته است. اما تغییرات منظمی هم طی دوره های کوتاه در خورشید رخ داده که طی آن خورشید فعال و جالب می باشد. این دوره فراز و نشیب در فعالیت خورشید را بنام دوره خورشید یاد می کنند) بنابرین، تردید تئوری روز رستاخیر در جابجایی مقناطیسی زمین نشان می دهد که این اتفاق با نظم کار ساعت ( بطور منظم) اتفاق نمی افتد و هیچگونه ارتباطی هم به حرکت خورشید ندارد. در هر صورت ما بدهکار یک تکان یا چرخش ناگهانی مقناطیسی نیستیم، چون نمی توانیم پیش بینی کنیم که دفعه بعد کی اتفاق می افتد، اما ظاهرأ این اتفاق ناگوار و خطرناک در گذشته ها بصورت تصادفی اتفاق افتاده است. چه چیزی باعث جابجایی مقناطیسی زمین می شود؟ بشر میدان مغناطیسی را از چندین صد سال قبل می شناسد و حتی از قرن 12 میلادی بدینسو قطب نما جهت قطب شمال را به ما نشان می دهد. حیوانات هم برای جهت یابی از قطب شمال استفاده می کنند و ما هم به همین دلیل با وابستگی به آن رشد نموده ایم. تا هنوز در مورد میکانیزم یا کارکرد میدان های مقناطیسی که در هسته بیرونی زمین نهفته است، زیاد نمی دانیم. اما با امید کسب اطلاعات بیشتر در این مورد یک تن از دانشمندان فیزیک نجومی بنام دان لاتروپ از دانشگاه مریلند سعی نمود تا این معما را با ساخت یک نمونه کوچک زمین حل کند. این گوی فلزی زمین که قطر آن 3 متر است بر روی یک دستگاه نصب شده و با سرعت 80 مایل (128 کیلومتر) در ساعت که سرعت استوای زمین است، می چرخد. بخاطر شبیه سازی هسته مذاب زمین، لاتروپ هم نمونه کوچک خودش را پر از فلز مذاب می کند. تمام این نمونه 26 تن وزن دارد. ناگفته نماند که این سومین تلاش لاتروپ برای ایجاد میدان مقناطیسی زمین است. دو تلاش قبلی او در اندازه های کوچکتر بود و حالا مجبور شده تا این نمونه بزرگتر را توسط یکی از شرکت های تولید کننده تجهیزات سنگین بسازد. اعتقاد دانشمندان بر این است که هسته بیرونی مذاب زمین که 3200 کیلومتر پائین تر از پوسته زمین آغاز می شود، میدان مقناطیسی سراسری زمین را تولید می کند. عملکرد پویائی یا مولد جریان دائم به نحوی از طریق تعامل جریان آهن مذاب آشفته ( که نهایت توانایی جریان) را دارد با چرخش زمین ایجاد می شود. آقای لاتروپ در نمونه خویش بجای آهن مذاب از سودیم مذاب استفاده می کند. اولأ حفظ آهن مذاب در چنین شرایط بی نهایت داغ و خطرناک است. ولی سودیم در درجه بسیار پائین تر بصورت مایع نگهداری می شود ( یعنی تقریبأ در صد درجه سانتی گرید). اما در استفاده از سودیم مذاب بخاطر شبیه سازی آهن مذاب، خطراتی جدی وجود دارد. اولأ در هوای آزاد به شدت قابل احتراق و در تعامل با آب واکنش بسیار شدید دارد. بپس باید نهایت احتیاط را به خرچ داد. هرچند این آزمایش خطرناک است، ولی بخاطر نبود هیچگونه روش مستقیم برای اندازه گیری هسته بیرونی زمین، بسیار هم می باشد. به گفته خود لاتروپ وضعیت هسته زمین به مراتب از سطح خورشید داغتر و خطرناکتر است و تحت فشار بسیار شدید قرار دارد. بنائأ هیچ نوع روش و تکنیک قابل تصور برای آزمایش مستقیم آن وجود ندارد. چرخش یا حرکت این گوی سنگین باید باعث آشفتگی در جریان سودیم مایع شود و امیدواریم تا بتواند میدان مقناطیسی را بوجود بیاورد. امید بر آن میرود تا این آزمایش چندین معما دیگر را نیز حل کند؛ یعنی میکانیزم های مربوط به جابجایی قطب های مقناطیسی. از آنجائیکه میدان های مقناطیسی در گذشته هم چندین بار جابجا شده، شاید چرخش طولانی این نمونه بتواند باعث جابجایی قطب های مقناطیسی گردد. در ضمن این آزمایش با استفاده از فلز مذاب می تواند بر چگونگی این شرایط در این جابجایی قطب ها نیز روشنی بیاندازد. طی آزمایشات گذشته دانشمندان فلز مذاب را از طریق لوله در نمونه های آزمایشی تعبیه کرده بودند، اما این آزمایش امکان می دهد تا فلز بصورت طبیعی خود را تنظیم و جریان آشفته را بوجود بیاورد. تا هنوز نمی دانیم که آیا این آزمایش میدان مقناطیسی را بوجود می آورد یا خیر، ولی باید به درک ما از ایجاد میدان مقناطسی در درون سیاره کوچک ما کمک کند. فراز و نشیب قوت میدان های مقناطیسی بعد از اندازه گیری ها، دیده شد که میدان های مقناطیسی از نظر قوت با هم بسیار متفاوت اند و یک واقعیت مسلم دیگر این است که قوت میدان های مقناطیسی در حال کاهش می باشند. تحقیقات تازه که توسط دیرینه شناس زمین آقای برید سینجر از دانشگاه ویسکنسون منتشر شده می گوید که میدان مقناطیسی ضعیف در جابجایی مقناطیسی بسیار مهم می باشد. اگر قوت میدان دو قطبی (شمال-جنوب) در مقایسه با قوت ضعیف میدان های پراکنده مقناطیسی کاهش یابد، در آنصورت احتمال جابجایی قطب های مقناطیسی وجود دارد.
آقای سینجر می گوید: "میدان ها همواره پایدار نیستند، انتقال گرما و ماهیت جریان هم تغییر می کند و می تواند باعث ایجاد دو قطبی گردد که شدت و استقامت آن هم کم و زیاد می شود. زمانی که بسیار ضعیف می شود، توانایی لازم برای رسیدن به سطح زمین را ندارد و آنگاه شاهد غیر محوری شدن دو قطب خواهیم بود که قطب ضعیف تر آن برای همیشه عقب می ماند". گروه تحقیقاتی سینجر، نمونه های گدازه های آتشفشانی باستانی باقیمانده از آتشفشان های تاهیتی و آلمان بین 500 تا 700 هزار سال قبل را ارزیابی نمودند. با ارزیابی دقیق منرال های غنی آهن که بنام مگنتیت یاد می شوند، تحقیق کنندگان توانستند تا به مسیر میدان های مقناطیسی دست یابند. چرخش الکترون ها در درون منرال به وسیله میدان مقناطیسی قوی انجام می شود. در زمان قوت میدان دو قطبی، این الکترون ها به جهت قطب شمال مقناطیسی اشاره می کنند. اما در زمان تضعیف میدان دو قطبی، الکترون ها به هر جهتی که میدان قوی باشد اشاره می کنند. تحقیق کنندگان فکر می کنند، زمانیکه میدان مقناطیسی ضعیف پائین تر از یک حد معین کاهش می یابد، میدان های پراکنده، میدان های دو قطبی را از محور خارج می سازند و باعث جابجایی قطب های مقناطیسی می شوند. سینجر می گوید "میدان های مقناطیسی یکی از ویژگی های مهم زمین شمرده می شوند که تا هنوز بزرگترین معمای علم می باشند. اما بیجا شدن قطب ها چیزیست که بشر صد ها سال به دنبال آن است". میدان مقناطیسی پر خم و پیچ موقعیت قطب های مقناطیسی در شمال و انترکتیکا نیز عجیب و حیرت انگیز به نظر میرسند. به گونه مثال در قرن 20 قطب شمال مقناطیسی در قسمت های بالای کانادا از 10 کیلومتر در سال به 40 کیلومتر افزایش یافته است. گمان بر این است که اگر قطب شمال مقناطیسی با همین میزان ادامه یابد طی چند دهه از شمال امریکا خارج شده و وارد سایبریا می شود. ولی این یک پدیده جدید نیست. چون اولین یافته های جیمز روز در سال 1931 به صد ها مایل خم و پیچ خورده (حتی اندازه گیری های امروزی سرعت این روند را نشان می دهد) پس هیچ اتفاق شومی در راه نیست؟ برعلاوه، اثرات این اتفاق یا جابجایی بالاتر از حد یک اعتیاد به ما نفوذ کرده. آیا باید این جابجایی مقناطیسی را در زمان حیات خویش تجربه کنیم ( که به احتمال زیاد نه)، ولی احتمال ندارد که در اثر باد خورشیدی زنده سوزانده شویم و یا حتی توسط تشعشتات کیهانی محو گردیم. حتی احتمال ندارد که حادثه انقراض گونه ها را تجربه کنیم (روی همرفته انسان اولیه – همو اریکتوس جابجایی مقناطیسی را به راحتی پش سر گذاشته و طی آن دوره زندگی کرده). به احتمال زیاد در زمان جابجایی یا مستقر شدن میدان های مقناطیسی در موقعیت جدید، شفق ها را در تمام ارتفاعات زمین تجربه خواهیم نمود و ذرات شارژ داری که از فضا می آیند، شاید یک مقدار افزایش یابند (اما به خاطر داشته باشید که تضعیف میدان مقناطیسی به معنی این نیست که هیچگونه حفاظت مقناطیسی نداشته باشیم)، چون در حد زیاد توسط اتموسفیر ضخیم و چگال محافظت می شویم. درست است که ماهواره ها گرفتار نقص کاری و پرندگان مهاجر گیچ و آشفته می شوند، اما پیش گویی نمودن سقوط زمین یعنی پایان همه چیز مثل آب خوردن آسان نیست. جمع بندی · جابجایی مقناطیسی ماهیت آشفته و بی نظم دارد. هیچ راهی برای پیش بینی آن نداریم. · تضعیف میدان مقناطیسی زمین به معنی این نیست که در آینده نزدیک همه چیز نابود می شود. اگر قوت میدان مقناطیسی را با اندازه گیری ها از چند میلیون سال اخیر مقایسه کنیم دیده می شود که " بالاتر از حد اوسط" است. · قطب های مقناطیسی بر اساس موقعیت جغرافیایی موقعیت ندارند، بلکه (با سرعت مختلف) در حال حرکت اند. · هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهنده فشار بیرونی بر حرکت مقناطیسی داخلی زمین باشد. بنابرین، هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهنده ارتباط میان دوره یا سیکل خورشیدی و جابجی قطب های مقناطیسی زمین باشد. فکر سیاره X را هم از ذهن تان دور کنید. پس، هنوز هم فکر می کنید که در سال 2012 جابجایی قطب های مقناطیسی رخ می دهد؟ من که این طور فکر نمی کنم. یکبار دیگر همه دیدیم که یک سناریو یا پیشگویی دیگر برای سال 2012 ناقص از آب در آمد. هیچ شکی وجود ندارد که جابجایی مقناطیسی زمین در آینده اتفاق بیافتد، ولی ما در مورد یک محدوده یا میزان زمانی (با خوشبینی) بین 500 تا چند میلیون سال صحبت می کنیم و با اطمینان می گویم که طی چهار سال آینده اتفاق نمی افتد... و به نظر من زندگی با خوشبینی به مراتب بهتر از بدبینی است. دسامبر 2012 پایان جهان؟؟ اقوام مایا ( اینکا ها ) هزاران سال پیش در آمریکای جنوبی می زیستند و تمدن بسیار پیشرفته ای داشتند از جمله مدارک موجود راجع به این تمدن با شکوه، اثر باستانی به نام Machopicho است که در کشور پرو به عنوان یکی از عجایب هفتگانه شناخته شده، باعث حیرت دانشمندان شده است و اینکه تقویمی را طراحی کردند که تا هزاران سال بعد و حتی در عصری که ما در آن به سر می بریم درست از آب درآمده و از دقت فوق العاده ای برخوردار است، به طوری که تمام سالها و روزها و ماه هایش کاملاً درست و دقیق هستند. پیشگویی ادگار کیسی اِدْگار کِیسی: (۱۸ مارس ۱۸۷۷ – ۳ ژانویه ۱۹۴۵)، یک آمریکایی مشهور بود که تواناییهای ذهنی داشتهاست. او مدعی بود وقتی که به حالت خلسه (هیپنوتیزم کردن خود) فرو میرود، توانایی دستیابی به جواب سؤالهایی با موضوعاتی مانند سلامتی یا آتلانتیس را دارد. به خاطر اینکه او کارهای ذهنی خود را در حالت نیم خواب انجام میدادهاست وی را «پیامبر خفته» و «بزرگ ترین عارف آمریکایی» نیز خواندهاند. او یک مدیوم (واسطهٔ روحی) بودهاست، با این حال او میخواست که مردم او را یک شفادهنده بدانند نه یک مدیوم.
روش هاکیسی در یک حالت نشئگی کار می کرد. این بدان معناست که او می توانست در حال خواب صحبت کند و به سؤال های اشخاص در مورد سلامتی، حال و آینده پاسخ دهد. این اطلاعات «خوانش» نامیده شد. در ابتدا این خوانش ها دربارهٔ سلامت جسمانی افراد بود (خوانش های جسمانی)؛ بعداًاین خوانش ها راجع به «زندگی های گذشته»، «رایزنی های تجاری»، «تعبیرخواب»، و همچنین سلامتی روحی روانی» بود. انجمن تحقیق و روشن فکری به طور متداول مراقبت از تمام خوانش های او را بر عهده می گیرد و با بیماران پیش و پس از تشخیص درمان توسط خوانش تماس می گیرد. خوانش ها بر فکر عصر جدید اثر گذاشته اندتاریخ زندگیادگار کیسی در 18 مارس 1877 نزدیک هاپکینزویل، کنتاکی متولد شد. وقتی او 10 ساله بود انجیل را بارها و بارها می خواند. او می خواست به مردم دربارهٔ خدا بگوید و آنها را شفا بدهداولین شغل هااو در دسامبر 1893 به هابکینزویل رفت. اولین شغل او در بین سال های 1898 – 1894 در «انبار کالاهای خشک ریچارد» بود؛ سپس در «کتابفروشی هوپر» کار کرد؛ که هر دو در خیابان اصلی بودند. سپس او در سال 1903 با گرترود ایوانس ازدواج کردتجارتدر سال 1900 او با پدرش به تجارت و فروش حق بیمه روی آورد. اما او در 18 آوریل دوچار بیماری سخت التهاب حنجره می شود و او به هیچ عنوان نمی توانست حرف بزند. او مجبور بود حدود یک سال در خانه با پدر و مادرش بماند. او یک عکاس شد زیرا عکاسی نیازی به صحبت کردن نداشت. او به عنوان یک دستیار در کارگاه عکاسی دابلیو. آر بولز در نبش خیابان نهم و خیابان ویرجینیا در هاپکینزویل مشغول به کار شداولین کار هیپنوتیزوردر سال 1901 یک شخص هیپنوتیزور و سرگرم کنندهٔ مردم به نام هارت در حال انجام کارهای سرگرم کننده در نمایشخانهٔ هاپکینزویل بود. او شنید که کیسی بیمار بود و از کیسی پرسید که آیا او می تواند برای شفا یافتن تلاش کند؟ کیسی گفت: بلی و هارت برای شفا دادن کیسی در حضور یک تماشاگر تلاش کرد. کیسی در حال از خود بیخودی ناشی از هیپنوتیزم توانست صحبت کند اما وقتی او بیدار شد نتوانست صحبت کند. هارت کیسی را آنقدر هیپنوتیزم کرد که صدایش بعد از خواب نیز عادی بماند، اما صدای کیسی عادی نشدهیپنوتیزم عمیقهارت مجبور بود برود اما یک هیپنوتیزور دیگر به نام آل لین ، کمک کردن به کیسی را برای داشتن یک صدای خوب ادامه داد. لین از کیسی هنگامی که در یک خواب هیپنوتیزم است، می خواهد که ذات و ماهیت حالتش را توضیح دهد و شفا یابد. کیسی خودش بیماری مزمنش را به جز یک بار از «من» استفاده کرد از نگاه اول شخص جمع (یعنی «ما») شرح داد. در خوانش های بعدی او به طور معمول با عبارت «ما یک بدن داریم» شروع می کرد. بر طبق خوانش نقصان صدایش به خواب روانشناسانهٔ هیپنوتیزم بستگی داشت و می توانست با افزایش گردش خون در محفظهٔ صدا اصلاح شود. لین پیشنهاد کرد که گردش خون افزایش یافته است و ناگهان صورت کیسی به طور ناگهانی و به واسطهٔ افزایش گردش خون صورت کیسی قرمز شد و قفسهٔ سینهٔ او نیز به قرمز روشن تغییر رنگ داد. بعد از بیست دقیقه کیسی هنوز در خواب بود گفت که درمان انجام شد. وقتی او بیدار شد صدایش به حال عادی مانده بود. او بعداً باز هم مریض شد، اما دوباره از طریق لین و به همان روش قبلی که شفا یافته بود، به طور کامل درمان شدکار کیسی با رشد کردن شهرتش رشد کرد. او مخالف عطا کردن داوطلبانه بود و این کار را برای حمایت از خود و خانواده اش انجام می داد آنقدر که او می توانست تمام وقت کار کند. او به کار کردن در یک وضعیت مسلم خواب با یک هیپنوتیزور، در تمام زندگی اش ادامه داد. همسر و پسر بزرگش بعداً جای لین را در این قضیه بر عهده گرفتند. یک منشی به نام گلیدیز دیوایس در حالیکه کیسی خواب بود از خوانش هایش یادداشت برداری می کرد. طبق گزارشات کیسی یک بار در زندگی با خانم دیوایس عشقبازی داشت. در سال 1929 بیمارستان کیسی توسط یک ثروتمند ذینفع از خوانش های ذهنی، مورتون بلومنتال در شهر ویرجینیا بیچ تأسیس و حمایت مالی شد. کیسی در سال 1926 بواسطهٔ یک مقاله مهم در کورونت مشهور شد. او خوانش هایش را به 8 بار در روز افزایش داد و تلاش کرد این رقم را افزایش بدهد؛ اما این کار توان زیادی از سلامتی او را گرفتمشکلاتخوانش های ذهنی یک آسیب را بر سلامتی کیسی ایجاد کرد و او عدم موفقیتش را برای دادن یک خوانش واضح، به کار کردن زیر یک فشار خیلی زیاد نسبت داد. او در برگرداندن پول مشتری های ناراضی وسواسی عمل می کرد. ادگار کیسی در 3 ژانویه 1945،بعد از پیشگویی مرگش در چهار روز قبل، مرد(((ادگار کیسی همیشه از عصر جدید سخن می گفت و انزمان که از او راجه به این عصر جدید سوال می کردند او جواب می داد اوج دانش و اگاهی انسان برای برقراری و تماس با نیروها افریننده و زایشگر جهان ما.و تمام راهکارهای برقراری ارتباط با این نیروها و چکونگی استفاده از انها در جهات گونا گون اطراف خوداین بینش در طول دوره به اسم اتلانتیس یا لو مریاامده است چی؟ نابودی نوع بشر و او برای اغاز دوباره ناچار است که از میان این خودپسندی و صفات کنونی اش بگذرد)))کیسی به ما می گوید از اادوار پیشین زندگی بشری همانند اتلانتیس انها در کمال بهرمندی از اگاهی و دانش از نیروهای افریننده و عظیم جهان ما در مرتبه ای بالا از جهات گوناگون مادی و معنوی بروی زمین و فراتر از ان دست یافته بودند متاسفانه ما این اگاهی و معرفت را در راهمناسبی به کاره نگرفته ایم ما با بدرفتاری با ان ان را از دست دادهایم.قدرت نوین ما با بسته شدن راههای این اگاهی ها امده استاین بدرفتاری باعث از دست رفتن فرهنگ ها ی بزرگ و روحی دینی و معنوی بر ای ما بوده اندو ال ما در زمانه ای قرار گرفته ایم که گویا با پایان تمام دستاوردهای شیطانی مان دوباره فرصت بدست گرفتن نیروها ی عظیم نصیبمان می شود اری در سال2012با پایان این دوره از زندگی بسری با شروع ژانویه2013عصری نو اغاز می شود بی درد.جنگ.غارت تجاوز دزدی نابرابری برده داری و..............همورابی پادشاه کبیر بابل قرنها پیش گفته بود از امروز ای مردمان ما علم بشر رو به کاستی می رود.................................................................................................................................................یکی دیگر از تصاویر ذهنی ادگار کیسی که شاید تا به حال ان را در فیلم ها و... دیده باشید تصویر شهر نیویرک است که در اعماق اب ها فرو رفته استاری گویا فرجام ابر شهر تمدن ما نیویرک این شهر عزیز و منفور همان چیزی است که ما عاقبت اتلانتیس می دانیم یعنی اعماق اب ((یادش بخیر داستان الدرادو شهر گمشده))(((((نیو یرک را نگاه کنید بسیاری از بخش های غربی ان اشفته و از بین رفته است. همانگونه که بسیاری از قسمت های غربیهمانند مناطق مرکزی ایالات متحده. لس انجلس .سانفرانسیسکو و همه اینها نابود شده اند پیش از نیو یرک یا پیش از نیورک خودش را از دیدگان پنهان کندو این افرینشی دوباره است گرچه جنوب غربی کالیفرنیا و جرجیا از نظرها نا پدید می شوند این رخداد بسیار زود رخ می دهد اب دریاچه بزرگ (گریت) در خلیج مکزیک فرو می ریزد)))))))))))))منظور از دیاچه گریت همان دریاچه پنچگانه در شمال امریکا و مرز کانادا است و خلیج مکزیک هم در جنوب امریکا است حال خودتان تصور کنید چگونه سر تا سر ایالات متحده زیر اب فرو می رود.................................................................................................................................کیسی همچنین از جمله ادمهایی بود که اعتقاد به میدان یک پارچه انرژی در اطراف زمین و یا جایی دیگر در کیهان و تاثیر ان روی انسان بود و معتقد بود که با سقوط این میدان زندگی بشر هم ساقط می شودبه نظر میرسد این بهترین ایده برای تغییر یک پارچه دنیا باشد گر چه کیسی هیچ گاه مستقیما به 2012 اشاره نکرده است اما توصیفات و خوانش های او گواه بر پایان در سال 2012 و اغاز دوباره دارد ولی شاید زندگی دوره ما اخرین دوره حیات باشد و کاملا از بین برودپیشگویی هوپی هاهوپی ها یکی از اقوام بومی امریکا هسند این گرو بیشتر در شمالشرقی اریزونا زندگی می کنندقلمرو انها تقریبا 7000 کیلومتر است در سرشماری سال 2000 ایالت متحده این گرو 6.946 نفر جمعیت داشت این اقلیتی بزرگ در....اریزونا محسوب می شود در افسانه ها وتاریخ این قبیله انها از چند طایفه مجزا از چند سرزمین تشکیل می شدند اما امروزه انها تنها معرف هویتشان خانواده مادری شان هست نکته جالب در میان گذشته هوپی ها این است که انها برخلاف اکثر نقاط جهاناسم خانواده مادری بروی فرزند گذاشته می شود نه نام خانواده پدری . در طول مهاجرت اتاباسکانها از کانادا در اواخر قرن 16 انها مجبور بودند به نقاط امن و چند روستای متراکم در چند تپه(مسا) بروند برای مقابله با ناواجو هاقلمرو هوپی ها توسط ناواجو ها تصرف شد. در حقیقت هوپی ها سابقه زیادی در شهر نشینی یا به نوعی ر وستانشینی دارند یکی از روستاهای انان در اورابی اریزونا مربوط به سال 1100کشف شد که جزو اولین سکونتگا ها در امریکا است بسیاری عقیده دارند که فرهنگ هوپی ها از همان فرهنگ سرخپوستان توا می اید. هوپی در دشت اریزونا عمدتا به کار کشاورزی می پرداختند انها اموخته بودن چکونگی باروری محصولاتی که با اب و هوای انجا سازگار باشند همانند ذرت و امروزه بسیاری از انان همچنان به ان شغل مشغول هستند عده کمی به عنوان کارمند در شرکت های دولتی و خدماتی و مابقی هم در کارهای هنری نظیر درست کردن و فروختن عروسک های کاچینا در دایرالتمعارف کاتولیکها که به ایالات متحده امده انده انها را هوپیتا معرفی کرده اند که جزو قبایل صلح پذیر هستند هوپی دارای عقاید عمیق دینی بودن در جایی که اقسام دیگر قبایل بیشتر فرزندان خود را برای جنگاوری و نبرد اموزش می دادند هوپی ها بر اموزش اخلاق و روحانیت تکیه می کردند زمان در ذهن افراد این قبیله مفهومی ندارد تنها تمایزی که آنان در زمان قائل می شوند میان عینیت ها وذهنیت ها است که در آن ذهنیت ها شامل آینده و تمام پدیده های ذهنی میباشد ،از این گذشته در زبان هوپی و در نتیجه برای گویندگان آن هیچ تمایزی میان بعد زمانی و مکانی وجود ندارد. هوپی ها معمولا سنت های خود را دوره ای بر حسب یک تقویم و روز شمار قمری در یکی از روستا های خود بر گزار می کنند همانند بسیاری از جوامع سرخ پوستی تسلط امریکاییان تازه وارد نتوانست اثری کاملا نابود گرایانه بر انها بگذارد اما بر حال ورود انان تحت تاثیر مبلغان و فرستادگان کاتولیکی قرار گرفتند که انها را در هییت مصرف کنندگان و الکلی ها نشان میداد و اثری کوچک بر شیوه زندگی و مراسم بومی انها گذاشت
پیشگویی هوپی ها در نگاه کلی دو دسته هسند یک دسته داستان شفاهی همانند اعتقاد به امدن مردم سفیدو سپس جنگی جهانی و سلاح های اتمی و کشتار جمعی انها اعتقاد بر نابودی حیات بشری و کذشتن از مسیری همانند پل همرا عذاب و شکنجه برای دور بعد زندگی بشری که به ان عصر طلایی یا یکدلی می گویند بسیاری از هوپی های ریش سفید کنونی اعتقاد بر این دارند که این رخدادها همدوره با پیشگویی مایا ها مبنی بر پایان دنیا در سال 2012 خواهند بود دسته دیگری از پیشگویی های انها تصاویر نقاشی شده در روی صخره ها هستند همانند نقاشی در اورابی اریزونا در این نقاشی هیبت بزرگ نشاندهنده جوهره بزرگ یا همان بشر است که ابتدا با ظرف غذا از خورشید چیزی طلب می کرده و هوپی ها اینگونه برداشت می کنند که همان پیکر بزرگ به انها می گوید سلاح هایشان را پایین بگذارند و کلیه خطوط نشان دهنده مسیر زندگی هستند مسیرهای افقی بالایی مسیر تکنولوزی و مادی گرایی و پایینی روحانیوت و معنویت مسیرهای عمودی اولی نشاندهنده زمان در طول هزاران سال و سرانجام نقطه اغاز پیشگویی مسیر عمودی دومی زمانی است که انسانهای سفید می ایند و بشر تصمیم می گیرد که در کدام مسیر پا بردارد که در نقاشی مسیر صنعتی(بالایی)شلوغ تر است و خط عمودی سومی نشانگر همان روز داوری و پایانی است پیش از انکه مسیر بالایی منهدم و فرسوده شود اما مسیر پایینی بی انتها است و دوباره ما شاهد باروری زمین و انسان روی ان هستیم چهارانسانهای کوچکروی خط بالایی دو حالت را نشان می دهند یا بیانگر سه دوره قبلی زمین و انسان ها هستند و حال یا زمان کنونی دومین حالت نشان دهنده هوپی هایی است که که فریب زرق و ورق دنیای مادی را خورده و در مسیر انسانهای سفید گام برمی دارند وان علامت در سمت راست که شبیه سپر هوپی ها است چهار سمت حفاظت شده قلمرو هوپی ها یا جهان ما بعد ویرانی بزرگ باشد دو دایره بزرگ بروی خط پایینی هم به اعتقاد بسیاری دو شک به جهان است احتمالا دو جنگ جهانی اول و دوم در رابط به نشان چلیپا روی خورشید یا نشاندهنده اعتقاد انها برچرخه خورشید یا شاید این نشان به همرا صلیب انگونه که هوپی ها اعتقاد دارند نشان دهنده دو برادر پاهانا هستند و ان دو دایره کوچک شاید نشان دهند زمان صلح یا زمان پایدار و قابل برگشت باشند
+ نوشته شده در ساعت   توسط x
|
|
|